.jpg)
سلنيوم خواص فيزيکي و شيميايي حد واسط بين فلز و غيرفلز دارد و مشابه با گوگرد، آرسنيک و تلوريم است که در گروه VI جدول تناوبي عناصر قرار دارند. سلنيوم مثل گوگرد در حالت اکسيداسيون +4، 0،-2 و +6 به صورت سلنيد، سلنيوم، سلنيت و سلنات در ترکيبات و طبيعت ظاهر میشود .
گونههای مختلف سلنيوم جذب بيولوژيکي دارند و هيچ مکانيزم کنترلکننده براي جذب متعادل آنها وجود ندارد. جذب سلنيوم زياد است ولي حضور گوگرد و مس در رژيم غذايي انسانها و حيوانات از جذب سلنيوم جلوگيري میکند و جذب آن، تابعي از غلظت اين عناصر است.
عنصر سلنيوم در بدن يک بيوانباره است؛ بدين معني که در گياهان و حيوانات به صورت بيولوژيکي تا 200 الي 6000 برابر تغليظ میشود .. ميانگين غلظت سلنيوم در بدن انسانها، حيوانات و گياهان بهطور مشخص در اطراف جهان بر اساس شرايط زمینشناسی مختلف تغيير میکند و سلامتي آنها به کاهش يا افزايش سلنيوم در جيره غذايي وابسته است.
جذب سلنيوم در حيوانات و انسان با مقدار سلنيوم خاک و گياهاني که روي خاک رشد کردهاند، متناسب است و به عنوان سلنيوم در دسترس حيواني مشخص میشود... غلظتهای بالاي سلنيوم در خاک با برخي سنگهای فسفاته، پوستههای سياه غني از مواد آلي، زغالسنگها و معدنهای سولفيد تجمع مییابد، در حالي که اغلب انواع سنگهای ديگر غلظت خيلي کم سلنيوم را دارا هستند.
در سطح جهان نمکهای فاقد سلنيوم بسيار گستردهتر از سنگ معدنهای حاوي سلنیوم هستند. در مقابل، محیطهای فاقد کشت و زرع با خاکهای قليايي در زمانهای خشکسالي يا زمینهای کمتر آبياري شده داراي سطح زيادتري از سلنيوم در خاک هستند و در نتيجه جذب سلنيوم به وسيله گياه در آنها بيشتر است.
چنين شرايطي در راجستان و قسمتهای جنوبي ايالت هارياناي هند که سطح سلنيوم بيشتر از حد طبيعي دارند، مشاهده شده است.). تبخير سلنيوم از آتشفشانها، خاک، رسوبها، اقیانوسها، میکروارگانیسمها، گياهان، حيوانات و فعالیتهای صنعتي، همه در افزايش سلنيوم اتمسفر سهم دارند. زغالسنگ، نفت و فلزات استخراج شده از طبقات مختلف زمين شامل سنگهای سلنوآهن اغلب مقدار اضافي سلنيوم دارند.
در نتيجه، فرآيندهاي صنعتي و پسابهای حاصل از استخراج معادن، تصفیهخانههای نفت و نیروگاههای زغالسنگ بهطور معمول شامل غلظتهای بسيار بالاي سلنيوم به صورت سلنيد و سلنيت هستند که براي تخليه اين پسابها بايد محدوديت زيادي اعمال شود، زيرا فناوري محدودي براي تصفيه سلنيت وجود دارد و فقط رآکتورهاي بيولوژيکي غيرهوازي براي حذف سلنيت مؤثر هستند .
برخلاف بسياري از ریزمغذیهای ديگر، تنوع جغرافيايي در توزيع سلنيوم باعث تغيير در جذب سلنيوم از محدوده به شدت کم تا غلظتهای زياد میشود که سبب سميت میگردد و علائمی چون بوي تنفس سير، کاهش رشد ناخن و مو، اختلالات سيستم عصبي و کاهش سلامتي دندان ظاهر میشود .
دو منبع غني از سلنيوم، خشکبار و کليه (قلوه) است که در اکثر مناطق وجود دارد. خرچنگ، جگر، ماهي صدفي و ماهیهای ديگر منابع خوب و معتدل از سلنيوم هستند.
مطالعات متعدد، در توانايي سلنيوم ماهي در افزايش سطح سلنيوم نتایج متفاوت نشان دادهاند. سلنيوم با تشکيل کمپلکسهای سلنيد فلزي خنثي، سميت چندين فلز را کاهش میدهد؛ به عنوان مثال جيوه يا متيل جيوه در غذاهاي دريايي به صورت ترکيب با سلنيوم يافت میشود که منجر به پوشيده شدن سميت جيوه میگردد، ولي اين ترکيب قابل دسترس بودن سلنيوم را از چنين غذاهايي به شدت کاهش میدهد. بهترين منبع سلنيوم گياهان هستند که سلنيوم را از خاک جذب کرده و به زنجيره غذايي وارد میکنند..
سلنيوم مصرفشده از طريق غذاها و مکملها به شکلهای آلي و معدني شامل سلنومتيونين (منبع گياهي، حيواني و مکمل غذايي)، سلنوسيستئين (اساساً منبع حيواني)، سلنيت و سلنيد (مکمل غذايي) وجود دارد. قابلیت دسترسي زيستي و توزيع سلنيوم در بافتها به شکل آلي و معدني بودن سلنيوم مصرفشده، بستگي دارد.
مطالعات نشان دادهاند که ذخيره سلنيوم در بافتها بيشتر به صورت سلنومتيونين در مقايسه با سلنوسيستئين، سلنات و سلنيت است. همچنين سلنومتيونين در افزايش سطح سلنيوم مؤثرتر ظاهر میشود، زيرا بهطور غيراختصاصي با پروتئين (مثل هموگلوبين، آلبومين) در جايگاه متيونين ترکيب میشود. سلنومتيونين در بدن با منابع مختلف ديگر (سلنات، سلنيد و سلنوسيستئين) جهت تهيه سلنوپروتئين مشارکت دارد .
در کشورهاي مختلف مقدار سلنيوم موجود در جمعيت بر اساس اينکه سلنيوم در پلاسما يا سرم افراد اندازهگیری شده باشد و مطابق با مقدار جذب آن، تغيير میکند. تغيير در جذب نهتنها به سلنيوم موجود در خاک بلکه به غلات و گياهاني که روي خاک رشد کردهاند، بستگي دارد. توصيه شده است که متوسط مصرف روزانه سلنيوم 60 ميکروگرم براي مردان و 53 ميکروگرم براي زنان باشد .
امروزه اهميت وجود سلنيوم براي سلامتي انسان بهطور عمومي شناخته شده است. در مطالعات نشان داده شده است کمبود سلنيوم خون در بريتانيا و ديگر کشورهاي اروپايي، پتانسيل سلامت عمومي را با شيوع بیماریهای مزمن مثل سرطان، بيماري قلبي و عروقي به خطر انداخته است که با دريافت يک رژيم غذايي حاوي سلنيوم کاهش 50 درصدي از اين بیماریها ملاحظه شد .
سلنيوم در بدن انسان در محیطهای مختلف مثل پلاسما، گلبول قرمز، سلنو پروتئين، پلاکت و آنزيم فعال گلوتاتيون پراکسيداز وجود دارد که کاهش سلنيوم کل خون منجر به ايجاد بیماریهای مختلف میشود. شواهد قوي وجود دارد که سلنيوم اثر حفاظتي در مقابل برخي از سرطانها دارد. تعدادي مطالعات آیندهنگر براي بررسي وضعيت سلنيوم به عنوان عامل جلوگيري از سرطانها و کاهش مرگ و مير انجام شده است .
اين مطالعات که در 13887 نفر شرکتکننده بزرگسال (بالاي 12 سال) تا پايان سال 2000 دنبال شده بود، بيانگر ارتباط غيرمستقيم افزايش غلظت سلنيوم سرم بالاي 135 ميکروگرم در ليتر با کاهش مرگ و مير ناشي از سرطانها بود. در مطالعه ديگري که در طول 9 سال بر روي 1380 فرد مستقل با سن ويژه انجام شد، ارتباط سطح سلنيوم کم پلاسما (ميانگين کمتر از 87 ميکروگرم در ليتر) را با افزايش بروز بيمارهاي عروقي و مرگ و مير ناشي از سرطان نشان داد (.
در مطالعهای که در رابطه با سلامتي زنان سالخورده بالتيمور (Baltimore) در آمريکا در طي 5 سال انجام شد، کاهش سلنيوم خون منجر به پیشبینی معنیدار مرگ و مير زنان پير گرديد و توصيه شد که غلظت بالاتر سلنيوم پلاسما براي افراد مسنتر که ضعيف و ناخوش هستند يا فقر تغذيه دارند، بکار گرفته شود .
خطر توليد رادیکالهای آزاد ممکن است در گسترش عوارض در ديابت شيرين نقش داشته باشد. چندين منبع قوي براي افزايش توليد رادیکالهای آزاد در ديابت شامل فرآيند اکسيداسيون خودبهخودی گلوکز، فعال شدن گلبولهای سفيد خون و افزايش انتقال فلز قابل دسترس است. برخي از ریزمغذیها مثل سلنيوم، پراکسيداسيون ليپيدها و همچنين فرايند اکسيداسيون را محافظت میکنند.
در حقيقت، تغييرات بامعني در متابوليسم موادمعدني مثل سلنيوم، روي و مس در بيماران با ديابت شيرين مشاهده شده است و برخي کمبودهاي مواد معدني با عوارض ديابت بستگي دارد. کمبود سلنيوم در افراد باعث کاهش فعاليت گلوتايتون پراکسيداز و افزايش واکنشهای اکسيداسيون شده و متقابلاً رادیکالهای آزاد را توليد مینماید.
در افرادي که کمبود سلنيوم دارند، ترشح انسولين بهطور قابلملاحظهای کاهش مییابد و اختلالات قند خون در افرادي که کمبود ويتامين Eو سلنيوم دارند، افزايش مییابد، بنابراین کمبود سلنيوم میتواند عاملي براي ديابت باشد، به عبارت ديگر سطح سلنيوم کم باعث ابتلا به ديابت شود. بهطور کلي یافتهها در زمينه سطح سلنيوم و روي در بيماران ديابتي متناقض با یافتههايي است که ارتباط احتمالي بين کنترل محدود ديابت و تغييرات در محتويات مواد مغذي را بيان میکند
.png)